چاپ:
یادداشت تحلیلی

چرا حوادث دی ماه «کودتا» بود؟

در دوران رهبری امام خامنه‌ای کمتر پیش آمده بود که ایشان حادثه‌ای را اینچنین صریح و قاطع "کودتا" بخوانند؛ آن هم نه یک بار، که دوبار پیاپی. وقتی ایشان در دیدار مردم تبریز، ناآرامی‌های دی‌ماه را "کودتایی می‌دانند که زیر پای ملت له شد"، در واقع پرده از یک واقعیت تلخ و مهم برمی‌دارند: آنچه در خیابان‌ها دیدیم، نه یک اعتراض خودجوش، نه یک نافرمانی مدنی و نه حتی یک آشوب ساده، بلکه یک پروژه‌ی طراحی‌شده برای تغییر نظام بود با لباس خشن‌ترین گروه‌های تکفیری. چرا این تعبیر؟ چه چیزی در حوادث دی‌ماه بود که آن را از اغتشاش به کودتا ارتقا داد؟
این مسئله به واکاوی دقیق برپایه بیانات رهبر انقلاب دارد:

تفاوت اغتشاش با کودتا در «هدف نهایی» است

اغتشاش، حتی در خشن‌ترین شکلش، معمولاً برای گرفتن امتیاز یا ابراز خشم شکل می‌گیرد. اما کودتا یعنی «تغییر سیستم». امام خامنه‌ای با آن نگاه نافذ و عمیقشان، پرده از یک شبکه‌ی بین‌المللی برمی‌دارند: دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی با مشارکت چند کشور دیگر، ماه‌ها روی یک پروژه کار کرده بودند. شناسایی افراد مستعد خشونت، آموزش خرابکاری، پول و سلاح، و سپس فعال‌سازی‌شان در یک لحظه. این دیگر شورش خیابانی نیست؛ این یک «عملیات» است با عقبه‌ی اطلاعاتی.

نشانه‌های کودتا؛ چرا این اتفاق «کودتا» معنا می‌یابد؟

رهبر معظم انقلاب حداقل سه نشانه‌ی کلیدی را برمی‌شمارند که این رویداد را از جنس کودتا تعریف می‌کند:

هدف‌گیری مراکز حساس: معترض واقعی به سمت نهاد‌های مدنی یا خیابان‌های اصلی می‌رود. اما کودتاچی به سمت «مراکز نظامی، مراکز زیربنایی، انبار‌های بنزین، صداوسیما» یورش می‌برد. این دقیقاً همان مسیری است که در دی‌ماه دیدیم. هدف، تصرف قلب‌های تصمیم‌گیر کشور بود.

ماهیت داعشی خشونت: ایشان می‌فرمایند "تصمیم گرفتند خشن عمل کنند؛ مثل حرکت داعش". آتش زدن انسان زنده، کشتن کودک در آغوش پدر. این سطح از بربریت، متعلق به معترض نیست؛ متعلق به جریانی است که می‌خواهد وحشت ایجاد کند تا نظام در دفاع از خود دچار تردید شود و مردم از خیابان‌ها دور شوند.

وجود «ستون پنجم» مسلح: در پشت جمعیت معترض، افرادی با سلاح کمری، تفنگ و نارنجک حرکت می‌کردند. کودتا وقتی شکل می‌گیرد که یک هسته‌ی سخت، آماده‌ی بهره‌برداری از هرج‌ومرج باشد.

لایه‌شناسی هوشمندانه و پدرانه‌ی قربانیان

یکی از عمیق‌ترین بخش‌های بیانات رهبر معظم انقلاب، جایی است که با آن نگاه پدرانه، جانباختگان را به سه دسته تقسیم می‌کنند:

مدافعان امنیت: نیرو‌های انتظامی، بسیج و سپاه که جزو «برترین شهدا» محسوب می‌شوند.

رهگذران بی‌گناه: شهروندانی که در میان فتنه گیر افتادند و کشته شدند؛ اینها هم شهیدند، چون در فتنه‌ی دشمن به شهادت رسیدند.

فریب‌خوردگان: آن جوان‌هایی که با ساده‌دلی وارد میدان شدند و برخی از آنها جان باختند. امام تأکید می‌کنند: «این‌ها هم از ما هستند... مسئولین آنها را هم شهید محسوب کردند؛ خوب کردند.»

این لایه‌شناسی، یک مانیفست سیاسی_عاطفی است. از یک سو، تکلیف را با «عامل اصلی» روشن می‌کند که باید تعقیب و مجازات شود. از سوی دیگر، راه بازگشت را برای فریب‌خوردگان باز می‌گذارد و آنها را از صف دشمن جدا می‌کند. این همان رحمت اسلامی و عقلانیت انقلابی است که از مکتب اهل‌ بیت (ع) سرچشمه گرفته است.

آنچه از این تحلیل باید برای امروزمان استفاده کنیم:

واقعیت را درست ببینیم

هرکس این حوادث را «اعتراض مدنی» بنامد، دارد به پروژه دشمن خدمت می‌کند. امام خامنه‌ای مرز میان «معترض» و «کودتاچی» را برای همیشه روشن کردند.

عامل را از فریب‌خورده جدا کنیم

آنها که اسلحه گرفتند و پول از صهیونیست‌ها دریافت کردند، یک حساب. جوان‌های ساده‌دلی که چند قدمی همراه شدند، حسابی دیگر. برخورد قاطع با اولی و مدارا با دومی، راهی است که امام ترسیم فرمودند.

هوشیاری، تنها سپر آینده

امام هشدار دادند پروژه «کودتا‌های نیابتی با چهره داعشی» ادامه دارد. هر جا خشونت و هدف‌گیری مراکز حساس دیدید، بدانید همان پروژه است.

ملت از مسئولان طلبکار است

کسانی که با دشمن همراهی کردند، باید در چارچوب عدالت محاکمه شوند. آسان‌گیری بی‌جا، به اندازه سخت‌گیری بی‌جا خطرناک است.

و، اما حرف آخر؛ این ملت نشان داد که هر توطئه‌ای را زیر پایش له می‌کند. حضور دو برابری مردم تبریز و مردم ایران در ۲۲ بهمن، معنی‌ای جز این نداشت که کودتا نه تنها شکست خورد، بلکه مردم را مصمم‌تر کرد. به فرموده‌ی امام خامنه‌ای: آذربایجان زنده است و حیات دارد. این ملت زنده هست و تا وقتی این حیات هست، هیچ کودتایی به جایی نخواهد رسید.

نویسنده: فرهنگیار محترم خانم حسینی